17مواد اولیه

موادی که در تولید کالا مورد بهره گیری قرار می گیرند به دو گروه زیر طبقه بندی می شوند:

2-1-18مواد مستقیم

محتوای اصلی محصول تولید شده را مواد اولیه تشکیل می دهد. مواد اولیه همان می باشد که در فرآیند تولید با بهره گیری از نیروی انسانی و صرف منابع دیگر سازمان، تبدیل به کالای ساخته شده می گردد. مواد مستقیم(یا خام) آن دسته از اقلام بهای تمام شده را شامل می گردد که مستقیما در تولید کالا تأثیر دارند و ماهیت کالای تولیدی به آنها وابسته می باشد(عرب مازار،1386،ص16).

2-1-19مواد غیرمستقیم

آن بخش از مواد مصرفی که برای تکمیل کالا ضروری می باشد ولیکن به علت مصرف ناچیز آن نتوان آن را به عنوان مواد مستقیم مصرفی تولید طبقه بندی نمود مواد غیرمستقیم به شمار می رود و یا آندسته از مواد اولیه که ماهیت کالای تولید شده مستقیما به آنها وابسته نیست اما بهره گیری از آنها در فرآیند تولید کالا اجتناب ناپذیر می باشد(عرب مازار ،1386،ص16).

2-1-20دستمزد ( کار)

حقوق و حق الزحمه ای که در جریان تولید و ساخت برای تبدیل مواد به کالا به کارگران پرداخت می گردد را به عنوان دستمزد تولید شناسایی می کنند.

دستمزد نیز به دو بخش زیر تقسیم خواهد گردید:

2-1-21دستمزد مستقیم

دستمزد آن دسته از کارگرانی می باشد که مستقیما در ارائه خدمات یا تبدیل مواد مستقیم(مواد اولیه) به کالای ساخته شده دخالت دارند و تولید کالا یا ارائه خدمات بدون دخالت مستقیم آنها ممکن نمی باشد. این افراد ممکن می باشد به صورت دستی یا به کمک انواع ماشین آلات در تولید محصول یا ارائه خدمات دخالت داشته باشند نیروی کار انسانی مستقیم بخش عمده ای از کل بهای تمام شده دستمزد را تشکیل می دهد(عرب مازار ،1386،ص13).

2-1-22دستمزد غیرمستقیم

دستمزد آندسته از کارگران و عوامل انسانی تولید می باشد که در تولید کالا یا ارائه خدمات دخالت دارند اما غیر از نیروی مستقیم تولید محسوب نمی شوند. کار غیر مستقیم را بر خلاف کار مستقیم نمی توان به سادگی در فرآیند تولید یک محصول معین ردیابی نمود و یا اینکه ارزش آن به اندازه ای نیست که بعنوان بهای تمام شده عوامل انسانی موثر در تولید کالای معین در نظر گرفته گردد(عرب مازار ،1386،ص13).

 

2-1-23 سربار تولید(بهای تمام شده سایر عوامل)

تمامی اقلام بهای تمام شده که بهای تمام شده محصول را تشکیل می دهند به استثنای مواد مستقیم و دستمزد مستقیم، اصطلاحا سربار تولید خوانده می گردد.

مهمترین اجزای بهای تمام شده سربار عبارتند از مواد غیر مستقیم، دستمزد غیر مستقیم، سایر اقلام بهای تمام شده تولید همچون هزینه های عمومی کارخانه نظیر استهلاک ساختمان و تجهیزات کارخانه، عوارض مربوط به دارائی های تولیدی ( کارخانه)، حق بیمه ساختمان و تجهیزات کارخانه، بهای تمام شده گرما، نور، انرژی الکتریکی و هزینه های نظیر آن که در طول یک دوره مالی برای برقراری جریان تولید صرف می گردد، در زمره مهمترین اقلام بهای تمام شده سربار تولید می باشد (عرب مازار ،1386،ص17).

در حسابداری موسسات تولیدی برای آنکه رویدادهای مالی فرآیند تولید را نشان دهند از حساب کالای در جریان ساخت بهره گیری می کنند و هزینه های مواد، دستمزد و سربار و کالای در جریان ساخت اول دوره را در بدهکار این حساب مقصود می کنند این حساب ماهیت بدهکار دارد و در صورتی که کالایی ساخته گردید و فرآیند انبار شدن آن آغاز گردید عملیات حسابداری انبار کالای ساخته شده را در حساب کالای ساخته شده نشان می دهد یعنی حساب کالای در جریان ساخت بستانکار می گردد و حساب کالای ساخته شده بدهکار این حساب نیز ماهیت بدهکار دارد و بابت موجودی کالای ساخته شده اول دوره و کالای ساخته شده طی دوره بدهکار می گردد و اگر کالایی فروش رفت بابت قیمت تمام شده کالای فروش رفته بستانکار می گردد.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش:

هدف این پژوهش مطالعه و معرفی روش تولید برق بهینه از دیدگــاه مـالی می باشد. جهت رسیدن به این اهداف بایستی سیستم در حال اجرای بهای تمام شده تولید برق مطالعه و با شناسایی معضلات موجود در هزینه یابی و محدودیت های حاکم بر کل سیستم که از دیگر اهداف ضمنی این پژوهش بوده بهای تمام شده تولید برق به چهار روش سیکل ترکیبی، گازی، بخاری و بادی در قالب روش های گزارشگری مناسب مالی ارائه و پس از مطالعه و تطبیق آنها با یکدیگر در نهایت روش تولید برق بهینه از دیدگاه مالی معرفی می گردد(سیف الهی،1382). هدف اصلی این پژوهش در پی مطالعه وتعیین بهای تمام شده یک کیلووات ساعت برق تولید شده بوسیله چهار روش تولید: سیکل ترکیبی، گازی، بخاری و بادی می باشد.

از دیدگاه فنی مهندسی با در نظر داشتن محدودیت های موجود برای روش های بادی، از روش تولید سیکل ترکیبی جهت صرفه جویی و افزایش راندمان بهره گیری می گردد. اما اینکه آیا این مطلب از دیدگاه مالی نیز مورد تایید می باشد نیاز به تجزیه و تحلیل دارد(سیف الهی،1382). در این پژوهش تولید برق طی روشهای مختلف تولید سیکل ترکیبی، گازی، بخاری و بادی در استان گیلان فقط منحصر به سه  نیروگاه های سیکل ترکیبی شرکت مدیریت تولید برق گیلان، شرکت مدیریت تولید برق گازی و بخاری شهید بهشتی لوشان و شرکت مدیریت تولید برق بادی سبز منجیل می باشد. این سه نیروگاه به عنوان نمونه جهت مطالعه موردی انتخاب شده و اطلاعات حسابداری مربوط به بهای تمام شده چهار روش تولید برق مطالعه و سپس میانگین بهای تمام شده هر یک از چهار روش در طول محدوده زمانی پژوهش محاسبه و مقایسه خواهند گردید. البته شرکت های دیگری نیز در استان گیلان به تولید برق مشغول می باشند مانند شرکت مدیریت تولید برق پره سر که طی قراردادBOT مورد بهره برداری قرار می گیرد و ساختار مالکیت آن با شرکت های تحت پوشش وزارت نیرو تفاوت دارد و همچنین تا زمان اجرای این پژوهش تمامی واحد های تولیدی آن راه اندازی نگردیده و شرکت تولید برق آبی سد منجیل، نیز با ابراز اینکه بدلیل کاهش حجم آب های ذخیره شده در پشت سد بنا به شرایط نا مساعد جوی، چند دهه اخیر از سد منجیل فقط در فصول کشاورزی جهت آبیاری سطوح مزارع زیرکشت استان بهره گیری می گردد لذا از دو شرکت فوق در جامعه آماری  این پژوهش بهره گیری نگردید.